پ
پ

هجوم به بیت ولایت

 

جز غم کسی به خانه ما سر نمی زند

اینجا که مرغ شوق دگر پر نمی زند

در شهر خود غریبم و با درد آشنا

در خانه ی غریب کسی در نمی زند

من بضعه ی پیمبر و یک تن از این همه

دَم از سفارشات پیمبر نمی زند

جز من که بر دفاع علی سینه اش شکست

حرفی کسی ز غربت حیدر نمی زند

آتش زدند خانه ی ما را که هیچ کس

آتش به آشیان کبوتر نمی زند

در پشت در شهادت من شد شروع و حال

غیر از اجل به گرد سرم پر نمی زند

می زد مغیره و یک تن به او نگفت

زن را کسی مقابل شوهر نمی زند

بیش از همه به حالت زینب دلم بسوخت

مادر کسی برابر دختر نمی زند

کردیم امتحان (موید) که هیچگاه

جز آستان ما، در دیگر نمی زند

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید ناظر منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی توهین، تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.